تبليغاتX
آموزش ابتدایی آموزش ابتدایی
نویسنده : - ساعت 14:2 روز جمعه هفدهم مهر 1388
 

 

روزانه

 


نویسنده : - ساعت 22:50 روز دوشنبه بیست و دوم تیر 1388


واین آغاز انسان بود.


از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.

انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.

خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد؛ زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد، تو باز خواهی گشت، وگرنه...

و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود.

و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.

انسان دستهایش را گشود و خدا به او اختیار داد.

خدا گفت: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداش به گزیدن توست.

عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و صبوری را.  واین آغاز انسان بود.

 

پی نوشت ها :
1- سلام

2- متن بالا نوشته ی خانم "عرفان نظر آهاری" 

نویسنده : - ساعت 22:49 روز یکشنبه چهاردهم تیر 1388
 

**** خجسته میلاد مولای متقیان مبارک باد ****

سوگند خوردن :

سوگند خوردن نزد جوانمردان و عیاران بسیار باارزش و گرامی بود. سوگند عیاران به نان و نمک بود .

تازه واردی که قصد پیوستن به حلقه ی جوانمردان را داشت ، می باید نزد عیاران دیگر سوگند ید ی کرد که " خیانت نکند و بلا دوستان ایشان دوست باشد و با دشمنان شان دشمن ، وتا پای جان در راه رسیدن به مقصود آنان فداکاری کند ."

در داستان سمک عیار آمده است : عیاران با هم سوگند یاد می کنند که : " با هم یار باشیم و دوستی کنیم و به جان از هم بازنگردیم و مکر و خیانت نکنیم و رضا بدهیم و کار به مراد یکدیگر کنیم ." 

دیگر مورد سوگند خوردن نزد عیاران و جوانمردان  به جز نان و نمک ، عیارت بود از : " به یزدان دادار ، به پروردگار ، به اصل پاکان و نیکان ، به جان پاکان و راستان ، به روان پاکان ، به نان و نمک مردان ، به مردان عالم ، به محبت جوانمردان ، به قدح مردان ، به سر تو که عزیز است ، به نور و نار ، به زند و پازند و مانند این ها ... بوده است .

این گونه قسم خوردن را می توان در داستان های رموز حمزه ، اسکندر نامه ، امیر ارسلان رومی و ... مشاهده کرد ، امروزه نیز نمک خوردن جزو اصطلاحات عامیانه و ورزمره مردمان شده و سوگند به نان و نمک ، هم چنان به عنوان پایبندی به عهد و پیمان و به قول در میان مردمان رایج است و معنایی مقدس و معنوی به خود گرفته است .

* نان و نمکت در چشمم است ؛ ارزش بزرگ منشی تو را در نظر دارم .

* نان و نمکم چشمت را بگیرد ؛ یعنی مروت و جوانمردی را از یاد نبر .

* فلانی  دستش نمک ندارد ، یا که فلانی نمک خورد و نمکدان را شکست . ؛ نگه نداشتن حق نان و نمک را یادآوری می کند.

میان بستن :

از دیگر آداب عیاران میان بستن "  آیین شد" بود که نشان شجاعت و خدمت گزاری محسوب می شد . عیاران پیش بندی به نام " نوطه یا محزم " به کمر می بستند که نشان از به کارزار رفتن داشت .

سراویل پوشیدن :

عیاران لباس مخصوصی به نام " لباس الفتوت " داشتند ، در این لباس ، بالاتنه ای برهنه بود و شلواری به نام " سراویل " به پا داشتند . سروایل یا شلوار فتوت پوشیدن نشانه ی پاکی و دوری گزیدن از لذات نفسانی بود . سرانجام پس از نوشیدن و بستن و پوشیدن ، شخص می توانست وارد گروه جوانمردان و عضو جامعه ی جوانمردان و عیاران شود.

ورزش های عیاران و جوانمردان :

الف: ورزش هایی که بین عیاران و سپاهیان مشترک بود ؛ مانند : اسب سواری ، مهارت در به کار بردن سلاح ، ناوک اندا زی  ، اصول و فون کشتی گیری و پهاوانی .، تیراندازی

ب: ورزش ها و تمرین هایی که مخصوص عیاران و جوانمردان بود و هر جوانمرد و عیار پیشه ای موظف به فراگرفتن آن بود ؛ مانند :

کمند اندازی ، داربازی ، بالارفتن برفراز دیوار ، در تاریکی فعالیت کردن ، شب روی و شب گردی ، تحمل به ضربه و شکنجه ، آموختن انواع شطاری و طراری ، کارنامه بری و اخفای سند .

پایان کلام ؛ " بدان که جوانمردان و عیاران ، آن بود که او را چند گونه هنر باشد ، دلیر و مردانه بود، هر کاری بردبار باشد ، به کس زیان نرساند و زیان خود به سود دوستان روا دارد ، به عهد خود وفادار باشد ، از اسیران دست بکشد و به بیچارگان ببخشاید ، بدان را از بد باز دارد ، راست گوید و راست شنود ، از تن خود داد و عدل بدهد ، بر آن سفره که نان خورده باشد ، بد نکند ، نیکی را به بدی مکافات نکند و زبان را نیک نگه دارد ، بلا را راحت بیند .

و " چون نیک بنگری ، بازگشت این همه چیز ها به سه شرط باشد : اول خرد ، دوم راستی ، سوم مردمی ..." 

پایان .

منابع جهت مطالعه ی بیشتر :

1-آیین جوانمردی ، هانری کربن ، ترجمه ی احسان نراقی 

2- سمک عیار ،فرامرزبن خدادادبن عبدالله  الکاتب الارجانی.

3- فتوت نامه ، شهاب الدین سهروردی . 

4- آداب عیاری ، غلام حیدر

5- آیین جوانمردی ، قزبان واسع.

6-  قابوس نامه ی عنصرالمعالی .





|